۱۴۰۵.۰۷.۰۷

دانش‌آموخته مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق(ع)، در پژوهشی با عنوان «فهم الگوی حکمرانی شبکه‌ای حوزه هنری انقلاب اسلامی در راستای ایجاد و راهبری هسته‌های هنری مردمی» به بررسی ساختار شبکه‌ای حوزه هنری و نسبت آن با هسته‌های هنری پرداخت و گفت: فضای بروکراسی خیلی با فضای هنرمندان سازگار نیست.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، مجتبی کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق(ع)، از پایان‌نامه خود با عنوان «فهم الگوی حکمرانی شبکه‌ای حوزه هنری انقلاب اسلامی در راستای ایجاد و راهبری هسته‌های هنری مردمی» دفاع کرد. به همین مناسبت، با این دانشجوی کارشناسی ارشد درباره موضوع پایان‌نامه، روند انجام پژوهش و یافته‌های آن به گفت‌وگو نشستیم.

 کریمی در ابتدا درباره چرایی انتخاب موضوع پایان‌نامه خود گفت: موضوع پایان‌نامه من فهم الگوی حکمرانی شبکه‌ای حوزه هنری انقلاب اسلامی در راستای ایجاد و راهبری هسته‌های هنری مردمی بود.

 او ادامه داد: حدوداً از سال ۱۳۹۷ در حوزه هنری رفت‌وآمد داشتم و در جلسات شعری که در سالن سلمان هراتی یا صفارزاده برگزار می‌شد، شرکت می‌کردم. چون رشته من مدیریت بود، کنجکاو شدم که در فضای مدیریتی حوزه هنری چه می‌گذرد. فضای رشته مدیریت هم متناسب با همین سازمان‌هاست و از آنجا که در عرصه هنر حضور داشتم، تصمیم گرفتم مباحث مدیریت فرهنگی را بررسی کنم.

این دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی درباره مطالعات اولیه خود و بررسی سایر سازمان‌های فرهنگی توضیح داد: یکی دو سازمان که هم‌عرض حوزه هنری بودند، مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی را بررسی کردم و با مدیران آن‌ها صحبت داشتم. آن‌ها وزارتخانه هستند و احساس کردم فضای تحول در آنجا چندان وجود ندارد.

 او ادامه داد: اما احساس کردم در حوزه هنری فضای تحولی بیشتر است. با آقای میلاد عرفان‌پور هم ارتباط داشتم و می‌دیدم برنامه‌هایی که در حوزه هنری دنبال می‌شود، بیشتر با یک فضای تحولی تناسب دارد. وقتی روی حوزه هنری متمرکز شدم، با مدیران ارتباط گرفتم و سند تحول حوزه هنری را مطالعه و بررسی کردم، به این نتیجه رسیدم که می‌توان به فضای تحول در حوزه هنری از منظر پژوهشی نگاه کرد.

 کریمی با اشاره به فرایند شکل‌گیری ایده پژوهش خود عنوان کرد: بعد از بررسی در دانشگاه به این نتیجه رسیدیم که فضای تحول در حوزه هنری را باید از مسیر شبکه دنبال کرد. شبکه هم یکی از مباحث مدیریتی بود که می‌شد روی آن کار کرد.

او درباره تغییر مسیر موضوع پژوهش نیز گفت: در ابتدا می‌خواستم روی ارزیابی عملکرد حوزه هنری متمرکز شوم که دیدم این موضوع مقداری پیش‌پاافتاده است؛ البته نه به این معنا که بی‌اهمیت باشد. در واقع می‌خواستم موضوعی خاص‌تر باشد که به نوعی نوآوری در انتخاب موضوع هم داشته باشد.

این دانشجوی مدیریت دولتی ادامه داد: حکمرانی شبکه‌ای هم فضای جدیدی در علم مدیریت است و فکر نمی‌کنم در سازمان دیگری در ایران این نوع حکمرانی به این شکل پیاده شده باشد. البته شبکه‌های بین‌سازمانی وجود دارند، اما هیچ‌کدام دقیقاً به این صورت نیستند.

این پژوهشگر درباره محور بررسی خود در این بخش عنوان کرد: ما این هسته‌ها را شناختیم و بررسی کردیم که حوزه هنری چه حمایت‌هایی از این هسته‌ها در این شبکه می‌کند، نوع تعاملات چگونه است و چارچوبی که داشتیم چه وضعیتی دارد. همچنین بررسی کردیم که این شبکه چگونه طراحی شده، اهداف آن چیست و اساساً چرا تشکیل شده است. بحث چرایی شکل‌گیری شبکه برای ما بسیار مهم بود و آن را به‌صورت مفصل در پایان‌نامه بررسی کردم.

کریمی با اشاره به تفاوت فضای هنری با ساختارهای بروکراتیک گفت: فضای بروکراسی خیلی با فضای هنرمندان سازگار نیست. خود من که با هنرمندان ارتباط داشتم، این موضوع را می‌دانم. هنرمندان تنوع‌طلب هستند و به دنبال انعطاف‌اند. این‌طور نیست که مصوبه‌ای صادر شود و بتوان به یک شاعر گفت دستور آمده است که درباره یک موضوع خاص شعر بگویید.

 او ادامه داد: بروکراسی اداری نمی‌تواند به‌راحتی با هنرمندان کنار بیاید. باید یک طرح نو داشته باشد که بتواند همه این هنرمندان را کنار خودش نگه دارد. شبکه در نهایت با همین نگاه شروع شده است.

این دانشجوی مدیریت دولتی درباره دوگانه میان ساختار بروکراتیک و زیست جمعی در حوزه هنری گفت: این دوگانه همیشه وجود داشته که فضای غالب حوزه هنری بروکراتیک باشد یا فضای زیست جمعی. اما الان حوزه بیشتر به سمت زیست جمعی می‌رود. هر زمان هم که به این سمت رفته، پیشرفت حوزه در تولید آثار هنری بیشتر شده است.

کریمی درباره چارچوب پژوهش خود توضیح داد: در پنج موضوع، طراحی شبکه را بررسی کردم؛ تدوین اهداف، رسالت شبکه، راهبردهایی که راهبران نسبت به هسته‌های هنری دارند، تعاملات و یکپارچه‌سازی شبکه‌ها.

او افزود: برای مثال، بررسی کردیم که نوع هماهنگی راهبران و مدیران باید به چه شکلی باشد. همه این موارد را از جمله منابع انسانی و منابع مالی، با توجه به الگویی که داشتیم، بررسی کردیم. همچنین وارد موضوع ارزیابی عملکرد هم شدیم.

این پژوهشگر درباره شکل‌گیری ایده شبکه در حوزه هنری عنوان کرد: ایده اولیه این شبکه‌سازی برای خود محمدمهدی دادمان بوده است. البته ایده اولیه وجود داشته و شبکه‌ها و هسته‌ها از قبل فعالیت می‌کردند، اما شبکه به معنایی که مدنظر است در حوزه هنری وجود نداشته است.

او ادامه داد: دادمان همه این‌ها را در یک شبکه قرار داده تا بتوان با آن‌ها تعامل کرد. البته برای این شبکه مرزی هم قائل نیستند؛ یعنی به این صورت نیست که یک شبکه کاملاً مرزبندی‌شده وجود داشته باشد.

کریمی تأکید کرد: این شبکه هنوز جای کار دارد. در این چهار، پنج سالی که بحث شبکه‌ها راه افتاده است، پیشرفت‌هایی داشته، اما لازم است راهبران با هسته‌ها تعامل مستمر داشته باشند.

او یکی از نکات مهم پژوهش خود را ضرورت شناخت نیازها و ظرفیت‌های هسته‌های هنری دانست و گفت: آنچه ما بررسی کردیم این است که باید ظرفیت‌سنجی و نیازسنجی انجام شود. در ابتدا، به‌عنوان مدیر باید از هسته‌ها نیازسنجی کنید و ببینید چه نیازهایی دارند و بعد با راهبران جلسه بگذارید تا مشخص شود چه ظرفیت‌هایی در اختیار دارید.

 کریمی ادامه داد: در واقع، باید میان نیازهای هسته‌ها و ظرفیت‌های راهبران ارتباط ایجاد شود. این ارتباط مستمر می‌تواند به بهتر شدن عملکرد شبکه کمک کند.این دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی یکی از مهم‌ترین ضعف‌هایی را که در پژوهش خود شناسایی کرده است، نبود زبان مشترک میان مدیران دانست و گفت: یکی از ایرادهایی که متوجه آن شدم، ابهاماتی است که در سند تحول وجود دارد. یعنی هنوز آن زبان مشترک بین مدیران وجود ندارد.

او افزود: وقتی با مدیران صحبت می‌کردیم، این زبان مشترک در شبکه خیلی دیده نمی‌شد. هر مدیری یک تعریف و برداشت ذهنی از شبکه یا هسته داشت و با توجه به آن کارش را انجام می‌داد.

کریمی تأکید کرد: اگر مدیران به یک زبان مشترک برسند، کار خیلی جلو می‌افتد. یکی از موضوعات مهم برای ادامه مسیر شبکه، ایجاد همین فهم و زبان مشترک میان مدیران و راهبران است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha